دنیای دست ها....

دنیای دست ها از هر دنیایی بی وفاتر است...

دست هایت را میگیرند!!!

گرفتار عادت که شدی...

همان دستها را برایت تکان میدهند...!!!!!

--- من و تو ... ---

بین نام من و تو ....

اندکی فاصله است

بین دست من و تو ...

فاصله بسیار است

بین احساس من و تو اما ....

ذره ای فاصله نیست

درک این جمله مرا می گوید :

می توان در گذر از سختی ها ،

یاوری را حس کرد

مطمئن بود و یقین پیدا کرد ،

که اگر فاصله را برداریم ،

من و تو ، یک نفریم


به سلامتی تویی که.......

میخواهم پیکی بزنم
به سلامتی تویی که کمرم رو شکستی اما
من هنوزم دوست دارم
میخواهم پیکی بزنم
به سلامتیتویی که از زندگیم رفتی اما از
دلم نه
به سلامتی تویی که به نبودت عادت کردم
ولی دلم بودنت رو میخواد …
به سلامتی سرمای نبودنت که گرمای
تابستون جلوش کم میاره
سلامتیه تویی که فکر میکنم تونستم
فراموشت کنم
اما وقتی تنهام تو سکوت شب ، میبینم که
چقدر دلم هواتو کرده
به سلامتی تویی که آرزو بودی …
نفس بودی…
آرامش بودی…
رویا بودی …
ولــــی خاطره شدی …
بغض شدی …
کابوس شدی…
درد شدی …